skip to Main Content
نشانی: بلوار مرزداران، ابتدای بلوار آریافر، نبش کوچه خلیج فارس، ساختمان نگین خلیج فارس، پلاک ۱۰، واحد ۲
نشانی: تهران، بلوار مرزداران
تجربه سوگ برای مراقبین سالمند یا فرزندان آن ها چگونه است؟

تجربه سوگ برای مراقبین سالمند یا فرزندان آن ها چگونه است؟

سوگ مفهومی جهانی و عمومی است. همه ما در برهه ای از زندگی خود با فقدان  روبرو شده­ ایم؛ این سوگ ممکن است به دلیل مرگ یکی از عزیزان (والد یا سالمندی که مراقب آن هستید)، از دست دادن شغل، پایان یک رابطه یا هر از دست دادنی باشد که باعث تغییر در زندگی می­شود. سوگ هم چنین  تجربه ­ای بسیار شخصی است، از مراحل کاملا ثابت و مشخصی پیروی نمی­کند و تجربه­ آن برای هر شخصی می­تواند متفاوت باشد. ممکن است در ابتدا گریه کنید، عصبانی شوید، احساس پوچی کنید و… تمامی این احساسات بعد از فقدان شایع است. اما در عین حال مراحل و ترتیب احساساتی که افراد در مواجهه با از دست دادن تجربه می­کنند می ­تواند نقاط مشترکی داشته باشد. در این مقاله ما سوگ بر اثر از دست دادن عزیزان سالمندی که در زندگی ما هستند را بیش تر بررسی می کنیم. اگر از والد مسن و یا بیمار خود مراقبت می کنید و یا پرستار سالمند هستید این مطلب می تواند برای شما بسیار مفید باشد.

مراحل سوگ

مطالعاتی که در مورد تجربه افراد در مواجهه با از دست دادن انجام گرفته است نشان داده است که این تجربه شامل  ۵ مرحله است:

انکار

اولین مرحله از فقدان، انکار از دست دادن فرد یا چیزی است که دیگر در کنار ما نیست. اما چرا انکار می کنیم؟ به نظر می­رسد انکار کردن به فرد کمک می­کند تا درد شدید و طاقت ­فرسای فقدان را به حداقل برساند و نوعی مکانیزم روانی است که به فرد اجازه می دهد تا از روان خود در مقابل این اندوه بزرگ مراقبت کند. در عین حال که در حال پردازش و هضم این واقعیت هستیم، در تلاشیم تا از این درد بزرگ عاطفی جان سالم به در ببریم. باور کردن اینکه شخص بزرگ و عزیزی را در زندگی خود از دست داده ­ایم دشوار است، خصوصا وقتی که روز قبل با این فرد صحبت کرده ­ایم و در کنارش بوده­ایم. به عنوان فرزند و یا پرستار خاطرات و به صورت کلی اطلاعات زیادی از فرد موردنظر در ذهن شماست که باید آن ها را کاوش و مرور کنید؛ بنابراین انکار در این مرحله به کمک شما می­ آید تا این روند کمی کندتر شود و ما مرحله به مرحله با این اطلاعات روبرو شویم، نه اینکه ناگهان در احساسات شدید خود غرق شویم.

خشم

در مرحله بعدی افراد خشم بسیار زیادی را تجربه می­ کنند. خشم بسیاری از احساسات و دردهایی را که فرد با خود حمل می کند  پنهان می کند؛ گویی که از نظر اجتماعی احساس خشم قابل قبول ­تر از اعتراف افراد به احساس ترس است و افراد کم­تر احساس آسیب­ پذیری می­کنند. عصبانیت و خشم به فرد این اجازه را می ­دهد تا احساسات خود را با ترس از کم­تری از اینکه دیگران چگونه او را قضاوت می­ کنند ابراز کند. این خشم ممکن است به سمت افراد دیگری نشانه برود، مثلا شخصی که از دست رفته، رییس فعلی یا قدیمی شما و… حتی ممکن است خشم به سمت اشیای بی­ جان باشد.

معمولا خشم اولین احساسی که در هنگام شروع آزادسازی احساسات مربوط به سوگ آن را تجربه می­ کنیم. این مساله ممکن است باعث شود فرد در تجربه خود احساس انزوا کند و در لحظاتی که می­تواند دیگران را در کنار خود داشته و احساس اطمینان خاطر در کنار آن­ها داشته باشد، این احساس را در دیگران ایجاد می­ کند که غیرقابل دسترسی است.

چانه زنی

هنگام کنار آمدن فرد با از دست دادن والد و یا سالمند، طبیعی است که احساس ناامیدی آن ­قدر زیاد باشد که فرد بخواهد برای تسکین خود یا به حداقل رساندن درد هر کاری انجام دهد. در واقع فرد به دلیل تجربه احساسات شدید ممکن است به دنبال راه هایی برای کنترل اوضاع باشد یا احساس کند می­تواند نتیجه یک رویداد را تحت تاثیر قرار دهد؛ بنابراین فرد در این مرحله از جملاتی که حاوی “چی میشد اگر…””اگه فقط …” و غیره استفاده می­ کند. همچنین در بین افرادی که گرایشات مذهبی دارند ممکن است تلاش کنند در ازای بهبودی سالمند، با خدا یا هر قدرت بالاتری معامله کنند.

جملاتی از این دست در این مرحله زیاد شنیده می شود:

  • خدایا اگر این فرد را برگردانی من زندگی ام را تغییر می­دهم
  • اگه دوباره برگرده و زنده بشه قول میدم دیگه هیچوقت عصبانی نشم.
  • اگر بهتر ازش مراقبت می کردم شاید مدت زمان بیش تری زنده می موند
  • اگر زودتر پیش دکتر می­رفتیم، از این اتفاق جلوگیری می­شد
  • و…

افسردگی

پس از گذشت مدت زمانی کم کم شروع به پردازش غم و اندوه کرده و شروع به بررسی واقعیات وضع فعلی خود می­ کنیم. چانه ­زنی دیگر به عنوان یک گزینه و یا راه ­حل در نظر گرفته نمی شود. شروع به تجربه­ ی فقدان به صورت عمیق­ تری می کنیم، همان طور که ترس، خشم و وحشت فروکش می­ کند، احساس غم و از دست دادن بیش­تر و غیرقابل اجتناب می­ شود. در این لحظات با افزایش غم و اندوه، میل به درون نگری افزایش کرده و تمایل داریم ارتباطات خود را کاهش دهیم. این مرحله اگر چه ممکن است حکم فرود به مرحله آخر و پذیرش را داشته باشد، اما اگر احساس کردید بیرون آمدن از این مرحله برایتان سخت و دشوار است، بهتر است از کمک­ های تخصصی یک روان­ درمانگر بهره بگیرید.

پذیرش

پس از گذراندن دوره افسردگی، به مرحله پذیرش می­ رسیم. پذیرش به این معنی نیست که درد از دست دادن را احساس نمی­ کنیم، بلکه دیگر در مقابل واقعیت مقاومت نمی­ کنیم و یا در تلاش نیستیم وضعیت را به گونه ­دیگری جلوه دهیم. در این مرحله ممکن است احساسات متضاد زیادی را تجربه کنید و این بسیار طبیعی است چرا که یک تغییر اساسی در زندگی ایجاد شده است.

منابع

shorturl.at/CLOZ5

shorturl.at/nswL1

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top